ارسال شده در مورخه : يكشنبه، 23 اسفند ماه ، 1388 توسط Admin
Heavy Rain بازی انتخابهاست. اين عنوان پيونديست ميان بازی و فيلم که با داشتن داستانی درگيرکننده و جذاب، شما را در خود فرو میبرد. Heavy Rain عنوانيست که روند آن متفاوت با ديگر بازیهاست و به واقع همانطور که David Cage، کارگردان خلاق اين بازی بدان اشاره داشت، نمیتوان آن را به سادگی در چارچوب سبکی مشخص قرار داد. شما در اين بازی سختترين روزهای زندگی پدری به نام Ethan Mars را به خوبی تجربه و لمس خواهيد کرد و با انتخابهايتان بايد پايان اين روزهای تلخ را رقم بزنيد. البته Ethan تنها شخصيت قابل بازی Heavy Rain نيست و Madison Paige ،Norman Jayden و Scott Shelby ديگر شخصيتهای مهم اين بازی هستند و سرنوشت آنها نيز وابسته به عملکرد شما در طول مراحل بازيست.
"برای نجات کسی که دوستش داريد حاضريد تا کجا پيش برويد؟" اين سوال در راس داستان پر پيچ و خم Heavy Rain قرار گرفته و Ethan Mars محکوم به پاسخ دادن به آن است؛ فداکاری، عشق، نفرت، ترحم، رنج، خيانت، همهی اينها را در Heavy Rain لمس و درک خواهيد کرد.
يک قاتل سريالی، بچههايی را به گروگان میگيرد و بعد از چهار روز جسد آنها پيدا میشود و تنها نشانی که از خود بجای میگذارد يک گل ارکيده و يک شکل کاغذیست (Origami). اکنون Ethan نيز درگير اين ماجرا شده و بايد برای نجات تنها پسرش، کارهای دشوار و فداکارانهای را که قاتل از او میخواهد انجام دهد. Ethan Mars که در رشتهی معماری تحصيل کرده، تا 2 سال پيش از اين اتفاق زندگی خوبی داشت؛ شما اين زندگی را در Chapter اول بازی لمس خواهيد کرد اما يک غفلت از سوی او، اين زندگی را نابود میکند و بعد از آن پسرش تنها چيزيست که برای او باقی میماند. او ديگر طاغت از دست دادن او را ندارد...
Madison Paige نيز يک عکاس خبری جوان است که در آپارتمانی در سطح شهر به تنهايی زندگی میکند. او از بيماری بیخوابی رنج میبرد و در هنگام خواب نيز کابوسهای بدی میبيند. Madison در ابتدا ارتباطی با اتفاقات قتلهای سريالی ندارد اما رفته رفته خود را درگير اين ماجرا میکند تا حقيقت را دريابد.
Norman Jayden نيز يک مامور جوان FBI است که از واشنگتن فرستاده شده تا در تحقيقات برای پيدا کردن قاتل سريالی به پليس محلی شهر کمک کند. او به مواد تريپتوکائين نيز اعتياد دارد.
Scott Shelby نيز فردی ميان سال است که 20 سال برای پليس محلی خدمت کرده و بازنشست شده است و اکنون يک مامور خصوصيست. او توسط خانوادهی يکی از مقتولين قبلی قاتل سريالی استخدام شده تا به حقايق اين اتفاقات پی ببرد. Scott نيز آسم دارد.
بخش عمدهی گيمپلی Heavy Rain تشکيل شده است از هدايت کارکتر، انتخابها و انجام QTE. میتوان گفت که انتخابهای شما بيشترين تاثير را در روند مراحل میگذارند. ممکن است انتخابی که به ظاهر کوچک به نظر میرسد تاثير مهمی را در مراحل بعدی بگذارد و عکس آن نيز صادق است. بعضی انتخابها و عملکردهای شما ممکن است باعث شود يکی از مراحل مهم بازی را از دست دهيد، يا مرحلهی بعدی را به گونهای ديگر و يا در جايی ديگر انجام دهيد و برخی ديگر از عملکردهايتان نيز شايد فقط در قسمتی از ديالوگهای مراحل بعدی تاثيرگذار باشد.
شما بايد انتخابهای خوبی داشته باشيد؛ در حين انجام مراحل فکر کنيد و جستجو کنيد تا چيزی را از دست ندهيد و به اين نکته هم توجه داشته باشيد که در Heavy Rain هيچ مرحلهای بيهوده نيست. بازی از چهار زاويه و از ديد چهار کارکتر آغاز میشود اما اين چهار کارکتر نيز به يک نقطه هدايت میشوند ولی شما مسيرهای متفاوتی را برای رسيدن به نقطهی پايان داريد و حتی ممکن است با يکی از کارکترها به انتها نرسيد اما به هر حال حتی اگر ضعيفترين انتخابها و عملکردها را هم داشته باشيد باز هم Heavy Rain را به پايان خواهيد رساند اما به بدترين شکل ممکن و با بدترين پايان ممکن و خيلی از صحنهها را هم از دست خواهيد داد؛ پس هيچگاه انتظار ديدن Game Over يا چيزی شبيه به آن را در اين بازی نبايد داشته باشيد. کسی که بهترين انتخابها را داشته است بهترين پايان را خواهد ديد پس سعی کنيد در اولين تجربهی خود بهترين انتخابها را داشته باشيد. بازی پايانهای متعددی دارد که برای مشاهدهی تمام آنها وقت زيادی لازم است اما در طولانیترين شکل ممکن اگر شما خوب عمل کنيد و انتخابهای خوبی داشته باشيد و در طول مراحل از کنار هيچ چيزی به سادگی عبور نکنيد، بازی در طول 8 الی 9 ساعت به پايان خواهد رسيد و يکی از چندين و چند پايانهای بازی را خواهيد ديد.
Heavy Rain بازی فوق العاده جذابيست و مراحل آن بسيار قوی و مهيج طراحی شده است؛ داستان و اتفاقات بازی علاوه بر داشتن جوی سينمايی به گونهای نوشته و سازماندهی شده است که متناسب با يک بازی ويدئويی نيز باشد و دست سازندگان را برای طراحی مراحلی جذاب باز بگذارد. هر مرحله تجربهای متفاوت را با خود به همراه دارد و شما را غافلگير خواهد کرد و هيچ مرحلهای وجود ندارد که بتوان گفت جذاب نبوده و يا بيهوده بوده است.
Heavy Rain شما را کاملاً جذب کارکتری که آن را هدايت میکنيد خواهد کرد. روحيات و ميزان هيجان و استرس کارکتری که کنترل آن را در دست داريد به خوبی توسط کنترلر PS3 به شما منتقل میشود؛ هنگامی که او مضطرب است کنترلر به لرزش در میآيد و انتخابهايی هم که برايتان ظاهر میشوند با توجه به استرس کارکتر به صورت لرزشی نشان داده میشود و به دور کارکتر میچرخند و شما در اين شرايط بايد سريعاً انتخاب خود را انجام دهيد.
روند داستان Heavy Rain بدون اشکال هم نيست و بعضاً صحنههايی را خواهيد ديد و ديالوگهايی را خواهيد شنيد که با دقت در آنها برايتان ابهامات و سوالاتی را به وجود میآورد. مثلاً ديده شده دو کارکتری که اصلاً يکديگر را نديدهاند و هيچ ارتباطی بين آنها ديده نشده است، در صحنهای که برای اولين بار با هم روبرو میشوند بخوبی يکديگر را میشناسند يا بعضاً در يکی دو مرحله میبينيم که کارکتر يا کارکترهايی محل کارکتر ديگر را پيدا میکنند بدون اينکه دليلی برای پيدا کردن آن مکان توسط آنها وجود داشته باشد. اين موارد در بازی متعدد نيستند و چندان هم خودنمايی نمیکنند و شايد بخاطر زيباتر و کاملتر شدن ديالوگها و مراحل در بازی گنجانده شدهاند.